شهـید هـادی شهــابیان

  • شهید هادی شهابیان
  • شهید هادی شهابیان
  • شهید هادی شهابیان
  • شهید هادی شهابیان
  • شهید هادی شهابیان
  • شهید هادی شهابیان
جبهه و فوتبال؟

ارسال شده توسط : علی اکبر پژوهان

به اتفاق دانش آموزان مدرسه ی شبانه روزی شهید براهنی فر به اردو رفته بودیم. بهم خبر دادند که آقا هادی راهی جبهه است. همه را در نمازخانه جمع کردم و قضیه را به بچه ها گفتم. عده ای از فرزندان شهدا گریه می کردند. الباقی هم مبهوت به هم نگاه می کردند. برایم رفتار بچه ها عجیب بود. سوال کردم: چی شده؟ می ره، ولی بر می گرده. یکی از فرزندان شاهد با گریه گفت: وقتی بابا م برای دفعه ی آخر به جبهه رفت، همین طوری شدم. آری بچه ها تجربه ی شهادت پدرشان را داشتند. گویا بار دیگر این تجربه در حال تکرار شدن بود. آقا هادی تا مرا دید، به طرفم آمد و گفت: فلانی! می تونی برام یه توپ فوتبال گیر بیاری؟ متحیر نگاهش کردم: جبهه و فوتبال؟ متوجه تعجبم شده بود. با خنده گفت: بچه ها یه کم بی حوصله شدند. می خواهم یه دوره مسابقه راه بندازم. بچه ها شور و نشاط لازم دارن. ای به چشم! بعد ها با خبر شدم که بچه های غواص، همه اهل فوتبال شده اند.
 
ارسال شده در تاریخ: 7/16/2015 9:03:37 PM